X
تبلیغات
درد و دل

من دختر خوبى نيستم,,,ولى دختر بدى هم شايد نباشم,نه؟

يکم خوشحالم کن...خداياصداموميشنوى؟؟؟


+ تاريخ پنجشنبه 29 اسفند1392ساعت نويسنده ارکیده |

دلم بد گرفته..بد

شايد به خاطر کاروخستگى زياد باشه..شايد افسردگى لعنتيم مزمن تر شده..

حالا هرچى..

ارکيده داغون..تو بايدسخت کارکنى..

توبايدموفق باشى..

+ تاريخ چهارشنبه 7 اسفند1392ساعت نويسنده ارکیده |

تنهاى تنهام...

اميدوارم چشمام  سرسپرده دستورم باشن باز..

.

.

.

بازم به اندازه 16 ساعت کار روزانه م خوبم...

+ تاريخ سه شنبه 29 بهمن1392ساعت نويسنده ارکیده |

تاميام اميدوار شم و دلم خوش شه باز نميشه..

.

.

.

خدايا هيچوقت اميدوارم نکن...دلم ميشکنه...

+ تاريخ شنبه 26 بهمن1392ساعت نويسنده ارکیده |

اينقد از خدا خواستم.  ....

.

.

.

.

ميگه نه...

+ تاريخ شنبه 26 بهمن1392ساعت نويسنده ارکیده |

تو اين صبح جمعه اشکم سرازير شد و دل به تو دادم...وساطتم کن.

.

.

.

يافاطمه بنت نبى ,,,

+ تاريخ جمعه 25 بهمن1392ساعت نويسنده ارکیده |

خسته شدم  ...

.

.

.

.

نذار دخترت پژمرده شه...

+ تاريخ جمعه 25 بهمن1392ساعت نويسنده ارکیده |

چقد زود چشمه اشکم خشک ميشه ...نبايد اينطور باشه,,

چشمام هم باهام همراه نيستن...

+ تاريخ چهارشنبه 16 بهمن1392ساعت نويسنده ارکیده |

اگه دوستام و آرامشى که بهم ميدن نبود تا الان خودکشى ميکردم..

اون دنيا فقط از خدا ميخوام منو ببره جهنم,,,بعدش تنها بذارتم رو زمين آروم واسه هميشه مرده باشم,,,

فقط تقاص گناهامو بدم,,,من نبايد لذت بهشت رو بچشم..

+ تاريخ چهارشنبه 16 بهمن1392ساعت نويسنده ارکیده |

چه آرامشى,,,

گريه ها و خود خوريهام...

عوضى ها رو ميگن بايد به خدا واگذار کرد,

من ميگم خدا کجا بود؟اگه بود ک نميذاشت...

.

 .

.

خدايا توهم تقاص پژمردگى منو ميدى؟...تو هم....لعنت به من..

+ تاريخ چهارشنبه 16 بهمن1392ساعت نويسنده ارکیده |